چگونه با بچه های بی انگیزه صحبت کنیم؟

 اول بگذارید ببینیم انگیزه چی هست. انگیزه یعنی چیزی که من را به حرکت و تلاش وادار کند و با این تعریف، بچه های بی انگیزه یعنی بچه های بی حال که به زور کاری را انجام می دهند، زیاد در بند درس نیستند. وقتی از آن ها می خواهیم که کاری را برایمان انجام دهند حالش را ندارند. حتی وقتی از مدرسه به خانه می آیند حال ندارند که لباس مدرسه شان را عوض کنند. آن ها حتی گاهی اوقات  حال سرسفره آمدن را هم ندارند و از آن بدتر این که اگر در رختخوابشان باشند حال فکر کردن به خودشان را هم ندارند.

چرا بچه هایمان درس نمی خوانند و بی انگیزه هستند؟

20120721201718359_clipart0197

علت ها خیلی زیاد است . اما با تجربیاتی که خودم از صحبت وسخنرانی برای آن ها به دست آورده ام موارد زیرعلت آن است:

بچه های ما اصلا نمی دانند هدفشان از زندگی چیست چه برسد به درس

واقعیت این است که بچه ها یا هدف های کلی دارند ویا اصلا هدفی ندارند. شاید این پاسخ کمی عجیب باشد اما هدف های بچه ها معمولا  دانش آموز خوب شدن ،خوب درس خواندن ، رتبه خوب کنکور شدن، فرد خوبی برای جامعه شدن، به دست آودن شغل خوب و چیزهای دیگر این مدلی است. وقتی به آن ها می گویم که دقیقا هدف خود را روی کاغذ بنویسند واقعا نمی دانند. زیرا اصلا در مورد جزییات آن فکر نکرده اند. اکثر ما نیز این گونه ایم و اگر درکاری موفق نمی شویم احتمالا ازآن کار هدف دقیقی نداریم.

حالا چه جوری هدف دقیق انتخاب کنیم؟

آقای محمد حافظی نژاد درکتاب کلید های تدریس ۵ ویژگی را برای هدف ذکر می کنند. اول این که هدف باید کاملا مشخص باشد یعنی بتوانید آن را روی کاغذ بنویسید. دوم این که قابل اندازه گیری باشد. مثلا اگر هدف،  موفقیت در درس ها باشد آن را چگونه بسنجیم؟ باکدام ترازو؟ بهتراست بگوییم هدف من شاگرد اول شدن درمدرسه است که دراین صورت باید معدلم بالای ۱۹باشد. مورد سوم در دسترس بودن هدف است. مثلا دردوران کنکور یکی از هدف هایم این بود که دیکشنری انگلیسی به فارسی حییم را به طور کامل را حفظ کنم . این هدف اصلا قابل دسترسی نبود زیرا زمان زیادی می برد و ضمنا فراموشی زیادی درپی داشت. مورد چهارم واقع بینانه بودن هدف است. مثلا اگر هدفم این باشد که اولین نفری باشم که به قله  اورست رفته است مسلما این هدف واقع بینانه نیست زیرا قبلا عده ای این کار را انجام داده اند. مورد پنجم زمان دار بودن است . باید زمان رسیدن به هدف کاملا مشخص باشد. مثلا اگر قراراست که به یکی از دوستانتان زنگ بزنید و حال او را بپرسید دقیقا زمان آن را تعیین کنید و البته به این زمان نیز وفادار باشید.

تمر کز نداشتن هم یکی از علت های بی انگیزگی است

salamat118_stormy_mind

تا الان دقت کرده اید که وقتی موقع انجام دادن یک کار،  فکرمان کاملا مشغول آن باشد نتیجه خیلی بهتر می شود؟ فکرمی کنید امروزه چه چیز هایی نمی گذارند این امر اتفاق بیفتد؟ با شما موافقم. رسانه ها ، جذابیت های تبلیغاتی، شبکه های اجتماعی ،مشکلات مالی و … . آیا می شود از آن ها فرار کرد؟ مسلما به این سادگی نه. پس باید چه کارکرد؟

چگونه با وجود این همه مزاحم تمرکز کنم؟

دوراهکار ساده را پیشنهاد می کنم اول این که ساعات دسترسی خود  و بچه هایتان را به این شبکه ها  خیلی محدود کنید مثلا خود من اخیرا تعداد کانال ها و یا گروه های تلگرامم را به شدت کم کرده ام و فقط به آن هایی دسترسی دارم که واقعا برایم ضروری هستند وهمین سبب شده که وقت های خیلی زیادی را برای بررسی و حتی خواندن تیتر این کانال ها ویا گروه ها نکنم. باور کنید از انجام این کار بسیار احساس راحتی می کنم.  راهکار دوم این است که خود را بیشتر درگیر کارهای فیزیکی کنید. کارهایی که بیشتر جسم شما را درگیر می کند. مثلا چیزی را جابجا کنید، به افراد دیگر خانواده کمک کنید. باانجام این کار ذهن خود را از بررسی گوشی و تلگرام  و شبکه های اجتماعی جدا می کنید

بعضی ها کامل گراهستند

کامل گرایی یعنی اینکه دوست دارند کارشان بهترین کاردنیا باشد و هیچ عیبی نداشته باشد. علت کامل گرایی هم تا حدی به خانواده  و تاحدی هم به خود فرد برمی گردد. از آن جا که هیچ وقت نمی توانیم کاری را بدون نقص انجام دهیم و اصلا وقتش را نداریم و یا این قدر درگیر جزئیات می شویم که خودمان را کاملا خسته می کنیم همین سبب می شود که گاهی اوقات آن کار را رها کنیم. واقعا علت رها کردن خیلی از کارهایمان همین است و این عاملی برای بی انگیزگی است  چون فکر می کنیم که باید کامل انجام دهیم.

تقلب کردی؟

برخی از بچه ها وقتی می بینند که همکلاسیشان با وجود تقلب نمره خوبی هم می گیرد و معلم هم متوجه این موضوع نمی شود کاملا انگیزه خود را ازدست می دهند وبه خود می گویند که برای چه باید درس بخوانم؟ معمولا چنین موردی را نمی شود به صفر رساند . دراین موارد باید معلم تصمیم بگیرد که واقعا هدفش چیست و آیا قصد دارد فقط این نمره را ملاک قرار دهد ویا علاوه برآن به فعالیت دانش آموزان نیز تاکید می کند. پس دراین گونه موارد حتما با معلم بچه تان حرف بزنید و نظر اورا بپرسید.

گاهی اوقات تغییر محیط هم بی انگیزگی می آورد

دراین مواقع هیج وقت انتظار نداشته باشید که بچه تان سریع با شرایط جدید سازگار شود. بگذارید کمی زمان بگذرد. احتمالا اوضاع بهتر خواهد شد.

قفس شیر را پیدا کنید!

اگر همین الان شما را در یک قفس شیر بیندازند چه می کنید؟ فرار می کنید یا شیر را با لذت تمام نگاه می کنید! آیا علت فرار شما انگیزه زنده ماندن نیست؟ واقعیت این است که بچه شما تنبل نیست. او فقط انگیزه لازم را ندارد. او نیاز دارد که هدف خود را برای انجام کارهایش بداند. برای این کار ازعلاقه هایش سوال کنید و با او رفیق شوید. زمینه های لازم را برای رسیدن به علاقه اش فراهم کنید.  بنابراین لطفا قفس شیر او را پیدا کنید!

یادتان باشد که درصحبت کردنتان باید دو نکته زیر را حتما رعایت کنید

نصیحت و سرزنش ممنوع!

راستش خودمان هم از نصیحت خوشمان نمی آید زیرا این قدر حرف های تکراری شنیده ایم که دیگر سیر شده ایم! این کاررا انجام بده . نکند که به سراغ آن کار بروی و امثال این ها. علت دیگرش این بوده که کسانی که ما را نصیحت کرده اند غالبا خودشان در انجام دادن حرفشان مشکل داشته اند و علت مهم دیگر این است که همه به یک شیوه مارا نصیحت می کردند. مثلا به ما می گفتند اگر درس بخوانی دانشگاه بهتری قبول می شوی و کاربهتری به دست می آوری. درحالی که اگر خودشان با این طرز فکر عمل می کردند الان جایگاهشان این نبود. حتی اگر فرض کنیم که نمی خواستند ما نیز مانند آن ها راه را اشتباه برویم پس چرا الان فرصت ها را از دست می دهند؟

بچه ها به شدت از سرزنش بدشان می اید. بهتراست کمی به خودمان نگاه کنیم. بچه ها نیز مانند ما عمل می کنند . آن ها نیز از سرزنش شدن متنفرند.

درباره نویسنده

من علی مشایخ مدرس فن بیان و مهارت های ارتباطی قصد دارم در این وبسایت مطالب کاربردی در این حوزه را با شما به اشتراک بگذارم.

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *