عادت سخنرانی ( عادت خوب و عادت بد)

عادت سخنرانی

وقتی بحث عادت پیش می آید ناخود آگاه ذهنمان به سمت فعالیت هایی پیش می رود که بدون فکر انجام می شوند چرا که طبیعت عادت این گونه است. اصولا ما به دنبال عادت هستیم تا دیگر فکر نکنیم و راحت از پس انجام کارها بربیاییم. عادت های فکری، عادت های رفتاری ، عادت های احساسی نمونه ای از عادت های روزمره ماست.

طبق تحقیقی که درسال ۲۰۰۶ انجام شده حدود ۴۰ درصد رفتارهای ما بر طبق عادت است( به نقل از کتاب قدرت عادت نوشته چارلز دوهیگ).  کافی است برنامه یک روز از زندگیمان را زیر ذره بین بگیریم در این صورت به روشنی می بینیم که چه عادت هایی در ما شکل گرفته است. البته این عادت ها می توانند خوب یا بد باشند اما حضور آن ها از میزان انرژی که مغزبرای انجام کارهایش صرف می کند، می کاهد. عادت سخنرانی از دو جهت قابل بررسی است. یکی عادت خوب و دیگری بد. از آن جایی که عادت بد بیشتر در دسترس است اول به توضیح آن می پردازیم.

احتمالا برخی افراد را دیده اید که به اصطلاح پرحرف هستند و انگار فکر و زبانشان یکی است. البته که خودشان از صحبت هایشان خسته نمی شوند بلکه این شنوندگان هستند که باید مواظب گوش هایشان باشند. وقتی عادت صحبتشان گل می کند باخود می گوییم باز هم سخنرانی را شروع کرد. این که چرا ما تا این حد، حرف زدن دیگران را دوست نداریم به این علت است که فکر می کنیم گوینده مخاطب خود را نمی شناسد و شاید او را بی ارزش تلقی می کند. زیرا به دیگران فرصت حرف زدن نمی دهد و شاید هم فکر کند دیگران نمی خواهند حرف بزنند. این فرد با یک مساله اساسی روبروست و آن تحلیل مخاطبین از رفتار و گفتار اوست. در این جا عادت سخنرانی برای هر دوطرف زیانبار است هر چند در ظاهر ممکن است برای شخص گوینده مفید باشد اما در دراز مدت ارتباطات تعامل جویانه با اورا کم می کند و تاثیر صحبت هایش از بین می رود. شاید چوب دو سر طلا در این جا دو سر خاکسترباشد. اما عادت دوم همان تمرین سخنرانی به منظور داشتن یک صحبت منسجم و ارائه خوب است. در این عادت تمام تلاش شما این است که سخنان موثر تری بیان کنید تا این که غریزه خوش صحبتیتان را ارضا کنید. پس قطعا به مخاطبینتان اهمیت فوق العاده ای می دهید. نیازهایش را در نظر می گیرید و او را با خود همراه می کنید.

عادت دوم به زمان و انرژی و پشتکار شما در انجام تمرین نیاز دارد اما عادت اول این گونه نیست و صرفا بر اثر تکرارغیر عالمانه صورت می گیرد.

محرک و پاداش در عادت سخنرانی

لذت بردن از انجام یک کار ما را به تکرار آن کار وا می دارد. از این جا می توان به اهمیت لذت به عنوان یک محرک برای انجام کار پی برد. مغز ما دوست دارد لذت تکرر بیشتری داشته باشد و یا حتی متنوع باشد. در عادت اول سخنرانی محرکی به نام دیده شدن و اعتبار باعث می شود بیشتر حرف بزنیم و در عادت دوم سخنرانی نیز همین موارد در کنار ارزش بالای مخاطبین و درک درست از موقعیت فعلی آن ها به عنوان محرک قرار دارد. در ادامه معمولا رفتاری در ما شکل می گیرد و آن هم سخنرانی کردن است. در نهایت هم پاداشمان حضور در جمع و ارضای حس دیده شدن و ارائه صحبت هاست. در این فرآیند سه مرحله ای( که به اقتباس از کتاب قدرت عادت چارلز دوهیگ انجام شده است)اگر بخواهیم عادت بد سخنرانی را به عادت خوب تبدیل کنیم کافی است رفتار مورد نظر را تغییر دهیم یعنی این بار با ارائه یک ساختار درست به سخنرانی بپردازیم و البته بر آن اصرار بورزیم. در این صورت بعد از مدتی عادت نادرست ما به یک عادت خوب تبدیل می شود. دقت دارید که به محرک و پاداش کاری نداشته ایم و صرفا رفتار را  عوض کرده ایم.

عادت سخنرانی

 

درباره نویسنده

من علی مشایخ مدرس فن بیان و مهارت های ارتباطی قصد دارم در این وبسایت مطالب کاربردی در این حوزه را با شما به اشتراک بگذارم.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *