طرز برخورد با نوجوان بهانه گیر

 

این دسته ازبچه ها که تعدادشان نیز کم نیست از شرایط موجود خودشان ناراضی اند. اگر از شما بخواهند که برایشان یک گوشی همراه بخرید وشما این کار را بکنید احتمالا چند وقت دیگر به جایآان ،لپ تاب یا گوشی بزرگتری را طلب می کنند. اگر با ان ها به تفریح بروید دوست دارند خاص باشند و مدام به شما می گویند که این سفر به آن ها زیاد حال نمی دهد. اگردرخانه باشند بهانه این را می گیرند که معلم هایشان خوب نیستند و مدام از رفتارهای معلم سرکلاس می گویند. اگربا آن ها باشید معمول ضد حال هستند و اگر نباشید بهانه میگیرند که چرا با آن ها نیستید.

چرا  این قدر بهانه گیرند؟

علت های مختلفی دارد. درادامه به چند علت مهم آن می پردازم.

دوست دارن همه چیز عالی باشه

این بچه ها دوست دارند که همه چیز جوری پیش برود که مطابق میل  آن ها باشد. بهتر است بگویم دوست دارند همه چیز فراهم باشد . یادتان هست یه این ویژگی چه می گوییم… کامل گرایی

این که کامل گرایی دقیقا چه تعریفی دارد و چگونه است را با یک جستجوی ساده دراینترنت می توانید پیدا کنید. اما هدف ما این است که بگوییم اگر بچه شما به خاطرکامل گرایی اش دچاربهانه گیری شد چه کار می توانید کنید. البته همه ما به دنبال رشد هستیم ولی هیچ وقت همه چیز آن طورکه ما می خواهیم پیش نمی رود. پس باید طوری زندگی کنیم که خودمان باشیم با شرایط خودمان نه با شرایط ایده آلمان.

خودمان چگونه ایم؟

بهتر است قبل از این که در مورد بچه هایمان کاری بکنیم رفتارمان را کمی برای خودمان آنالیز کنیم.  رفتاریک پدر که در یک شرکت با درآمد حدود ۱ میلیون تا ۲ میلیون درماه  کارمی کند را بررسی می کنیم. صبح که از خواب بلند می شویم  به سرخیابان یا کوچه مان می رویم وبا تعدادی دیگر از دوستان منتظر آمدن سرویس می شویم.  قبل از آن که سرویس برسد از اتفاقات دیروز سرکارمان صحبت می کنیم و ازگرفتاری های اقتصادی این روز ها می گوییم و ازرییسمان هم می نالیم که چرا کارگران را از کارخانه اخراج می کند و درنهایت از بچه مان حرف می زنیم که روی اعصابمان است و نمی توانیم دو کلمه حرف حساب با او بزنیم. سرویس می رسد وما به سرکارمی رویم. احتمالا تا رسیدن به محل کار کمی چرت می زنیم و یا با خودمان فکر می کنیم که اگر شرایط کاریمان خوب بود و یا اگر فلان وام را می توانستم بگیرم ، یا اگر این قدر پول داشتم چی می شد . به سرکار می رسیم. یک روز کاری تکراری دیگر که باید حواسمان به همه باشد.  به سرپرست بخش که به ما گیرندهد. به همکارمان که هوایمان را داشته باشد. به رییسمان که ما رااخراج نکند و…. این روند درطی ساعات کاری ادامه دارد تابه خانه می رسیم. درخانه هم با صرف شام و بعدش هم احتمالا یک چشم غره به بچه مان که مادرش از اوناراضی بوده و درنهایت بعداز یک تماشای تلویزیون ویا چک کردن تلگراممان به خواب می رویم. این سرگذشت بسیاری از ماست. در این داستان، شما ارتباط خوبی بین فرد و اطرافیان ازجمله خانواده و بچه اش نمی بینید. این که از شرایط موجود راضی نیستیم و همه تقصیرها را به گردن دیگری می اندازیم به نظرشما همان بهانه گیری نیست؟  این که انتظار داریم بچه مان به همه حرف هایمان گوش دهد بهانه گیری نیست؟.. این که برای حرف نزدن با بچه مان هزار دلیل می آوریم و برای حرف زدن با او هیج دلیلی نداریم بهانه گیری نیست؟

جمله معروفی این جا وجوددارد که می گوید

اگر بخواهیم کاری را انجام دهیم راهش را پیدا می کنیم واگر نخواهیم بهانه اش را

چه جوری بهانه ها را delete(پاک ) کنیم

برای حذف بهانه ها اولین  راه این است که خودمان را تغییر دهیم . بپذیریم که ما کامل نیستیم و نخواهیم بود. یک روز را بدون بهانه سرکنیم و ببینیم چقدر زندگی زیباتر می شود. واقعی نگاه کنیم نه ایده الی.  زیبا نگاه کنم نه منفی نگرانه. نگاهتان را عوض کنید. آندره ژید می گوید :

بکوش تا عظمت درنگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری

الگو برداری از موفق ها

اگر زندگی افراد موفق را بررسی کنیم خواهیم دید که شاید بیش از ۹۰د رصد آن ها وضع مالی خوبی نداشته اند اما توانسته اند از شرایط خود وچیز هایی که در اختیارداشتند نهایت استفاده را ببرند و خود ر ا  جزء ۱۰در صد برتر جامعه کنند. آیاآن ها تافته جدا بافته ای بودند . نه!! آن ها فقط نمی خواستند مثل هرروزشان باشند. اما مسئولیت کارشان را خودشان به عهده گرفتند.

با بچه هامون چی کارکنیم؟

اولین  ومهم ترین گام را در مرحله قبل شروع کردیم، آن هم تغییرخودمان بود. اما در گام دوم:  چند نفر را می شناسید که با شرایط بچه شما بچه های موفقی بوده اند. مطمئنا در اطراف شما خانواده هایی هم سطح شما هستند که باشرایط شبیه شما بچه های بی بهانه ای دارند . درگام سوم برخلاف آن چه همه فکر می کنند کار اصلی را شما انجام می دهید. به جای آن که به بچه تان بگویید که از او الگوبرداری کند( که البته حتما محالفت خواهد کرد) سعی کنید نقاط مشترک بچه تان و او را پیدا کنید. مثلا هر دو در یک دبیر ستان درس می خوانند یا هردو به یک مدرسه معمولی می روند. ببینید او چه کار خاص دیگری کرده که بچه شما ان را انجام نمی دهد مثلا ساعات بیشتری درس می خواند. یا کلاس های تقویتی می رود..هرچه که هست آن را با مدل بچه خود هماهنگ کنید. مثلا اگر ساعت مطالعه بیشتری دارد و بچه شما در مطالعه کردن نیز بهانه می اورد اول او را به مطالعه علاقه مند کنید. با یک روش ساده مثلا به او بگویید که اگر مطالعه نکند حتما از متوسط جامعه عقب می ماند. دنیا دنیای دانش وتغییر است.و اگر او سواد نداشته باشد حتما درآینده ای نزدیک درپیداک ردن شغل به مشکل خواهد خورد.

 

درباره نویسنده

من علی مشایخ مدرس فن بیان و مهارت های ارتباطی قصد دارم در این وبسایت مطالب کاربردی در این حوزه را با شما به اشتراک بگذارم.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *