ترس از صحبت کردن درجمع، مساله این است! ( من یک دانش آموزم!)

ترس از صحبت کردن درجمع، مساله این است! ( من یک دانش آموزم!)

اگر همین الان معلمتان از شما بخواهد که به پای تخته رفته و چند جمله از خودتان بگویید چه کار می کنید؟

آیا به پای تخته می روید و با اعتماد به نفس ،خودتان را معرفی می کنید یا دست و پایتان می لرزد و دهانتان خشک می شود و به تته پته می افتید؟

اگر در دسته اول قرار دارید که باید بگویم لطفا همین الان از خواندن این مقاله صرف نظر کنید.و خود را باتماشای تلویزیون سرگرم کنید.

واگردر دسته دوم قرار دارید باید به شما تبریک بگویم چون مغز شما به درستی عمل می کندو خیلی ها مثل شما همین احساس ترس را دارند.!

جالب است بدانید که خیلی از افراد موفق نیز درابتدا اصلا اعتماد به نفس نداشته اند و حتی گاهی بیهوش شده اند(مانند مهاتما گاندی رهبر ضد استعماری هنددراولین سخنرانیش) و خیلی از سخنرانان معروف دنیا همچنان ترس از سخنرانی رادارند اما آن ها ترس خود را به گونه ای کنترل کرده اند که موجب حرکت و تلاش آن ها در سخنرانی شده است.

ترس چیست؟

ترس ، در واقع واکنش مغز ما در مقابل هر تهدید خارجی است. دراوایل کودکی ازبی توجهی پدر و مادرمی ترسیدیم ،کمی

بزرگتر که شدیم از تنها ماندن می ترسیدیم و در مدرسه از قبول نشدن و مسخره کردن همکلاسی ها و… .

پس ترس همیشه با ماست .

ترس از صحبت درجمع نیز یکی از این ترس هاست. اگر این ترس را مهار کنیم نه تنها مانع موفقیت ما بلکه عامل موفقیت ما خواهد بود . به عنوان یک معلم،  دانش آموزان زیادی را دیده م که نه تنها استعدادشان کمتر ازبقیه نیست بلکه اگر از صحبت در جمع نترسند می توانند از بسیاری از دوستانشان بالاتر باشند.الان نیز هدفم از نوشتن این مقاله کمک به همکارانم و نیز کمک به دانش آموزان است تا بتوانند ترسشان را مهارکنند واز آن ، درجهت پیشرفتشان استفاده کنند.بنا براین لازم است که ترسهایمان را درابتدا دسته بندی کنیم.

ترس خوب و ترس بد

فکرمی کنم شما هم با من موافق باشیدکه  بعضی ترسها خوب و بلکه لازم اند مثل ترس از تنهایی، ترس از ارتفاع ، ترس از خطر ،ترس از سخنرانی تکراری. اما بعضی دیگرتنها به این دلیل وجود دارند که خود ما به آنها واقعیت می دهیم مثل ترس از  صحبت در جمع ، ترس از تاریکی.این نوع  ترس ها تیغ دولبه هستند اگر به آن ها بها بدهیم ما را زخمی می کنند و اگر با آن ها برخورد کنیم در خدمت رشد ما خواهند بود.

راستش الان که دارم این مقاله را می نویسم زمان دانش آموزی خودم را به یا د می آورم که  دانش آموزی کمرو وخجالتی بودم و نمی توانستم سوالاتم را ا زمعلمم بپرسم..  و این واقعا برای من یک مساله بزرگ بود…اما با وجود این که این ترس اثرات بدی در من داشت  با گذشت زمان طولانی توانستم  ضربه ای کاری به آن بزنم و زمین گیرش کنم.

اگر از صحبت درجمع نترسیم چه اتفاقی می افتد؟

اگراز صحبت در جمع نترسیم تقریبا به جواب همه سوال هایمان می رسیم زیرا ازمعلم می پرسیم.

اگراز صحبت در جمع نترسیم شادی و نشاطمان ازفهمیدن مطالب،  دو چندان می شود.

اگراز صحبت در جمع نترسیم اعتماد به نفسمان زیاد می شود و به خودمان جرات می دهیم موفقیت های بزرگتری کسب کنیم.

اگراز صحبت در جمع نترسیم بعدا درجامعه پول بیشتری به دست می آوریم و  به کسی اجازه نمی دهیم حقمان را بخورد.

اگراز صحبت در جمع نترسیم با دیگران راحت تر ارتباط برقرار  می کنیم و هرجا که لازم است به آن ها «نه» می گوییم.

اگراز صحبت در جمع نترسیم شخصیتی گوشه گیر و تنها نخواهیم بود ودوستان زیادی را به طرف خود جلب می کنیم.

و بالاخره اگراز صحبت در جمع نترسیم می توانیم خودمان باشیم و خودمان برای آینده زندگی و شغلمان تصمیم بگیریم.

 

چی کارکنیم نترسیم؟

راه اصلی این است که خود را به خطر بیندازیم. هرجوری که هست در جمع حرفی بزنید و خود را نشان دهید .بگذارید دیگران شما را مسخره کنند .مطمئنا شما نمی خواهید چند سال از دیگران عقب تر باشید و یا همیشه حقتان را بخورند.

اگر واقعا نمی توانید خودتان را به خطر بیندازید… اول یک تصویر ذهنی خوب از خود بسازید جوری که هر چه می خواهید در جمع  بگویید می گویید(البته منظورم حرف های مثبت است نه منفی!) و این کار را روزانه چندین بار با خود تمرین کنید تا کاملا ملکه ذهن شما شود …همین الان شروع کنید….باور کنید بعد ازمدتی این کار معجزه می کند…وشما همانی می شوید که تصور می کردید!

 

 

 

هدف مان ازاین کار افزایش اعتماد به نفس است.

راه دیگر این است که هرروزبا خود تکرار کنید که می توانید! واین نیز بعد از مدتی ملکه ذهن شما می شود چون مغز ما فرق بین واقعیت  و رویا را  نمی فهمد.

اگر اهل فعالیت سر کلاس هستید حتما برای رفتن به پای  تخته داوطلب شوید وتکنیک زیر را به کارببرید:

تکنیک «آخرش ….»

آخرش ضایع می شوم و دوستانم به من می خندند. بدتر از مردن که نیست و نهایتا یه نمره زیر ۱۰می گیرم.

دنیا هم که به آخرنمی رسد .

اما در عوض اعتماد به نفسم زیاد می شود ، معلم به من توجه می کند، چون اشکال کارم را مستقیما معلم به من می گوید آن را اصلاح می کنم ،خودم را برای حضور در جامعه آماده می کنم، به دوستان دیگرم که مثل من هستند دلگرمی می دهم که آن ها نیز می توانند و  دهها دلیل دیگر.

 

پس دیدید چقدر مزایا دارد…..

البته بعضی ها ممکن است آن قدر به وضع موجود عادت کرده باشند که به این سادگی نتوانند صحبت کنند .آن ها کافی است بدانند که در صورت انجام ندادن این کار چه بلایی سرشان می آید…..رنجی که من سال ها درگیر آن بودم…

درباره نویسنده

من علی مشایخ مدرس فن بیان و مهارت های ارتباطی قصد دارم در این وبسایت مطالب کاربردی در این حوزه را با شما به اشتراک بگذارم.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *