با بچه های خجالتی (کمرو) چه کنیم؟

با بچه های خجالتی (کمرو) چه کنیم؟

من در دوران دبیرستانم دانش آموری خجالتی  یا کمرو بودم. درسم خیلی خوب بود و همیشه شاگرد ممتاز بودم ولی هیچ وقت نمی توانستم از معلمم سوال کنم  و همواره این برایم سوال بود که چه جوری دیگران این قدر را حت از معلم سوال می کنند و من نمی توانم.  همیشه نگرانیم از این بود که نکند معلم از من سوال کند و من نتوانم جواب دهم و دیگران مرا مسخره کنند. این خجالتی بودن خیلی از فرصت ها را از من گرفت . در سال سوم دبیرستان یک بار دردرس هندسه نمره ۷گرفتم اما از آنجا که نمی خواستم تنبل باشم با تلاس زیاد آن را در پایان سال به ۱۷ ر ساندم. فکر می کنم علت خجالتی بودنم این بود که از کودکی خیلی سعی نکرده بودم درجمع صحبت کنم و یا لااقل مسئولیتی را به دوش بگیرم.

چرا  بچه های ما خجالتی یا کمرو هستند؟

البته این داستان تا سالهای دانشجویی نیز با من بود. باورکنید که مشابه  این داستان برای همه بچه های خجالتی اتفاق می افتد. علت دیگرخجالتی بودن بچه ها احتمالا درونگرا بودن و خجالتی بودن پدرها ویا مادرها نیز هست. آنها  به علت این که این ویژگی رادارند معمولادرجمع  کمتر حاضرمی شوند ویا اصلا کمتر حرف می زنند والبته همین ویژگی را به بچه هایشان نیز منتقل می کنند.

یعنی شما می گویید بگذاریم فقط حرف بزنند

دقیقا. در مرحله اول باید این کار را انجام دهید . آن ها باید این کار ر ا آن قدر تکرار کنند تا ترسشان بریزد!

اما  حرّاف شدن هدف ما نیست. بنابراین ،ا ین کار فقط ردشدن از روی یک پل لغزنده است. باید بعد از رد شدن از پل، هدفی نیز داشته باشیم.

نمی دانم چه جوری باهاش در مورد بلوغ حرف بزنم ؟

مشکل عمده دیگردرحرف زدن با بچه ها این است که فکر می کنیم اگر با او دوست شویم و درمورد مشکلاتش به خصوص درمورد مسایل بلوغ صحبت کنیم ممکن است  نسبت به این مسایل رویشان باز شود و خط قرمزها را رعایت نکنند . با تجربه ای که من از این بچه ها دارم باید عرض کنم که در مرحله اول ممکن است این گونه باشد و برای او کمی هم عجیب باشد ( آن هم به خاطر حیای نادرستی که درگفتن و راهنمایی کردن این مسایل داریم) اما مطمئن باشید که بچه شما نیاز مند راهنمایی شما ست . بنابراین اگر یک پدر هستید با پسرتان و اگر یک مادرهستید با دخترتان به صحبت بنشینید و او را راهنمایی کنید. اگر هم فکر می کنید اصلا از عهده این مسایل برنمی آیید یا تفاوت سنی شما با فرزندتان بالاست از شخص دیگری که به او اعتماد دارید ودرضمن بچه شما هم از او فراری نیست کمک بگیرید!

اما چه جوری بگذاریم بچه های خجالتی صحبت کنند؟

از آن ها نظرشان را بپرسیم. همیشه در کلاس هایم با دانش آموزانی روبرو می شوم که بسیارخجالتی هستند. سعی می کنم با تشکیل گروه درکلاس بچه ها را وادار به حرف زدن با هم کنم. این یک تمرین اولیه است.  سعی کنید بچه تان را در جمع های مختلف  شرکت دهید .  او را با کسانی آشنا کنید که برون گرا و خوش حرفند. رفتن به مساجد یا هیئت ها ، انجمن ها  یا شرکت در برنامه های فوق برنامه مثل کلاس های زبان و کلاس هایی از این دست برای بچه شما مفید خواهدبود. البته اول علاقه اش را پیدا کنید. فن بیان شما در این مرحله پرسش از علایق آن هاست ودرمرحله بعد تشویق های شما به شرکت درجمع هایی  که اشاره کردم.

بگذارید بچه ها اشتباه کنند!

متاسفانه یکی از علت هایی که خجالتی ها را از حرف زدن می ترساند ترس ازاشتباه است. از کودکی یاد گرفته ایم که اشتباه نکنیم. در خانه اگر اشتباهی زمین بخوریم  و یا لیوان از دستمان بیفتد و بشکند متهم به کوری می شویم!! به مدرسه که می رسیم  اشتباه کردن مساوی از دست دادن نمره و دربرخی اوقات اخراج از کلاس  است. سوال من این است پس ما کجا باید اشتباهاتمان را اصلاح کنیم ؟

آلبرت انیشتین می گوید: اگر کسی احساس کند که هرگز در زندگی دچار اشتباه نشده این بدان معنی است که هرگز به دنبال چیزهای تازه در زندگیش نبوده است()

بنابراین اگربه دنبال موفقیت درزندگی هستیم باید به خودمان و بچه هایمان فرصت اشتباه کردن را بدهیم تا از آن ها درس بگیریم.

ویلیام شکسپیر : ترسو قبل از مرگش بارها می­میرد اما دلیر فقط یک بار طعم آن را می­چشد.

 

درون گرا بودن با خجالتی بودن فرق دارد؟

موضوع خیلی مهم  دیگر این است که متاسفانه فکرمی کنیم که چون بچه ما ازتنهایی بیشترخوشش می آید و ازجمع گریزان است پس حتما خجالتی است. این دید بسیار اشتباه است. درونگرا بودن یک ویژگی مانند ویژگی های دیگر شخصیتی ماست مثل قدبلند بودن و قد کوتاه بودن واصلا چیز بدی نیست اما خجالتی بودن یک مساله  است و باید آن را حل کرد. سخنرانان بسیاری هستند که درونگرا بوده اند اما خجالتی نبوده اند مثلا امام خمینی یا گاندی.

چه جوری بفهمیم بچه ما درون گراست یا خجالتی؟

می توانید موضوع های  زیر را از او بپرسید:

  • به ورزش های گروهی مثل فوتبال  یا والیبال علاقه دارد یا ورزش های فردی مثل وزنه برداری یا کشتی
  • از این که در جمع قرار می گیرد چه احساسی دارد؟
  • اگر از اوبخواهند که برای چند نفر از فامیل صحبت کند آیا خیلی می ترسد یا اصلا از انجام این کار خوشش نمی آید و ترسی ندارد؟
  • درمدرسه از جواب دادن به سوال معلم می ترسد یا دوست ندارد جواب دهد؟
  • بادیدن افراد جدید رنگش می پرد یا فقط دوست ندارد با آنها ارتباط برقرارکند و دوست دارد گوشه نشین باشد.؟

فکر می کنم همین تعداد سوال برای روشن شدن خجالتی بودن و درونگرا بودن کافی باشد زیرا شما هم تا حد زیادی اورا می شناسید.

اگر روش های بالا جواب نداد؟

از تکنیک پرتاب استفاده کنید. یعنی چندین بار او را در عمل انجام شده قراردهید  و به عبارت دیگر او را دریک سخنرانی  ازپیش آماده شده پرتاب کنید!!  کاری کنید که او مجبور شود صحبت کند. مثلا ازیکی ازمعلم هایش بخواهید که او را به کنفرانس دادن در درسش وادار کند. یا  از مدیر مدرسه بخواهید که از او بخواهد متنی را درسر صف برای دیگر بچه ها بخواند.

 

درباره نویسنده

من علی مشایخ مدرس فن بیان و مهارت های ارتباطی قصد دارم در این وبسایت مطالب کاربردی در این حوزه را با شما به اشتراک بگذارم.

مطالب مرتبط

4 نظر

  1. در ضد سرقت

    سلام.ممنون .خیلی خوب بود.از دست
    اندرکاران وبسایت به این خوبی
    سپاسگزارم
    ما در زمینه درب های ضد سرقت و ضد حریق فعالیت می
    کنیم.خوشحال میشوم از وبسایت ما دیدن کنید

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *