اعتماد به نفس بالا با رهایی از ترس ها( واکنش مغز و باورهای نادرست )

اعتماد به نفس

راستش الان که مشغول نوشتن این مقاله هستم خیلی خوشحال هستم

زیرا سعی می کنم ترس های خود را هر چند کوچک کناربزنم تا 

با رهایی از ترس ها و به وجود آمدن  اعتماد به نفس ،  دایره آرامش وسیع تری داشته باشم. 

ترس چیست ؟

ترس در واقع واکنش مغز ما نسبت به هر عاملی است که آن را تهدید به حساب می  آورد.

این عامل می تواند به ضرر ما باشد یا کاملا به نفع ما.

مثلا هنگامی که از افتادن از پله ها می ترسیم ترس ما کاملا درست و منطقی است

اما زمانی که قرار است در یک جمع سخنرانی کنیم ترس ما می تواند یک عامل مزاحم به حساب آید(البته اگر زیادباشد!)

بگذارید کمی واکنش مغز مان را از ترس بررسی کنیم.

مغز های سه گانه

در قسمت مغز ما در واقع سه مغز وجود دارد.

 

 

 

مغز های سه گانه
مغز های سه گانه

 

قسمت رویی و زیاد مغز ما همان مغز منطقی است( اگر اهل کله پاچه بوده باشید حتما این قسمت از مغز را که شبیه مغز گوسفند است دیده اید!)

این قسمت کارهای تحلیلی و حساب و کتاب دار را انجام می دهد.

از محاسبات ریاضی بگیرید تا محاسبه سود بانکی(برای سپرده گذاری) و تصمیم های منطقی که می گیریم کار این قسمت مغز ماست

قسمت دوم مغز ، مغز عاطفی(مخچه است) است.از نامش پیداست که کارهای احساسات را مدیریت می کند.

این که از چیزی لذت ببریم یا نه .

این که از کسی خوشمان بیاید یا نه

این که حال بیدار شدن داشته باشیم یا نه

و خلاصه مدیریت غم وشادی و  بقیه احساسات کار همین قسمت است.

بالاخره رسیدیم به اصلی ترین قسمت مغز یعنی مغز خزنده( بصل النخاع)

این قسمت سعی می کند که تا جایی که ممکن است مغز انرژی کمتری مصرف کند

مسئول واکنش به تهدید ها و مدیریت بقا(زنده ماندن) ماست.

اگر چیزی را تهدید بداند حتی اگر از نظر منطقی آن چیز کاملا درست و مناسب باشد،

مقاومت می کند و واکنش هایی مثل فرار از موقعیت، ترس زیاد، عرق کردن دست و پا،

لرزش بدن و … را به همراه می آورد.

علت ترس های ما چیست؟

اگر ترس های مربوط به زنده ماندن وبقای خود را کنار بگذاریم

و ترس هایی مثل ترس از سخنرانی یا قرار گرفتن در یک موقعیت جدید را در نظربگیریم

متوجه می شویم که علت ترس ها و نداشتن اعتماد به نفس ما ممکن است مربوط به

یکی از عوامل زیر باشد:

۱- تجربه بد(مثل خندیدن مخاطبین در اولین سخنرانی، مسخره شدن، تپق زدن، فراموشی مطالب ،

انتقال دادن نامفهوم و …)

۲- تجربه نداشتن و تصور ذهنی نادرست( اگر ….اتفاق بیفتد چه کنم؟) و قرار دادن خود در موقعیت اضطراب آور

۳- قرار گرفتن در شرایطی که کنترل اوضاع از دست ما خارج است(ارتباط با جمعی که اصلا نسبت به آن شناخت نداریم و امکان شناخت

از قبل وجود ندارد، قرار گرفتن در شرایطی که باید تصمیم بگیریم در حالی که مولفه های تاثیر گذار از کنترل ما خارج است و …)

 موقعیت ترس های ما و اعتماد به نفس

 

«کنه» مو جودی است که معمولا از خون انسان و دام ها تغذیه می کند و التبه موجود سمجی است!

که سعی می کند کاملا به هدف خود بچسبد و آن را رها نکند

اعتماد به نفس و رهایی ازترس ها
ترس های ما

موقعیت ترس های ما مانند این موجود خونخوار است.

ترس های ما مانند کنه به شخصیت و رفتار های ما چسبیده 

و از آن تغذیه می کنند و همین سبب می شود که توانایی ها 

و نقاط مثبت خود را خیلی کمرنگ ببینیم و نقاط منفی را پررنگ.

از همین جا کمبود اعتماد به نفس های ما شروع می شود.

///پس لطفا همین الان تصمیم بگیرید که کنه های خود را پیدا کنید 

و آن ها را دور بریزید///

در ادامه به چند باور اشتباه در مورد ترس ها ونداشتن اعتماد به نفس می پردازم.

باور های اشتباه درباره رهایی از ترس ها و رسیدن به اعتماد به نفس

باور اول : برای اعتماد به نفس اول  باید کامل باشم بعد حرکت کنم…

یادتان هست راه رفتن را چگونه یاد گرفتید؟

دوچرخه سواری یا رانندگی را چطور؟

آیا برای هرکدام از این مهارت ها

 اول کامل شدید بعد شروع به یادگرفتن 

آن ها کردید؟

متاسفانه این یک باور اشتباه وباید بگویم خیلی اشتباه است

که از دوران بچگی در وجود ما نهادینه شده است

 ما خیلی کم حق دار یم اشتباه کنیم و مدام 

«نباید» و «نکن» ها در تربیت ما و حتی توسط خود ما تکرار شده است.

تا حرکت نکنیم امکان کامل شدن نداریم .

ممکن است اشتباه کنیم یا تصمیم نادرستی بگیریم

ولی باید از این اشتباه درس بگیریم و مدام کامل و کامل تر شویم.

در این مورد به قول یکی از اساتید یادتان باشد

اول تیر اندازی بعد نشانه گیری

 

باور اشتباه

باور دوم:هر وقت حس خوبی داشتم بعد…

حس نداشتن

تا الان چند بار شده که تصمیم به کاری گرفته ایم

اما به علت احساس خستگی یا خواب یا اهمال کاری

آن کار را به زمان دیگری موکول کرده ایم؟

و تازه وقتی آن را انجام داده ایم

آیا زمان و عمر و آرامش خود را از دست نداده ایم؟

مطمئنا بله

در یک برنامه ریزی درست و اصولی(البته این قسمت را 

با رویکرد تئوری انتخاب ویلیام گلسر می گویم)

اول تصمیم بگیرید که  فکر و عمل تان هماهنگ باشد 

و  سپس احساس شما به تدریج به دنبال آن می آید.

اگر به این نتیجه رسیدید که باید کاری را انجام دهید ،

آن را انجام دهیدهر چند حس خوبی در حال حاضر به آن نداشته باشید.

احتمالا احساس شما در آینده ای نزدیک به فکر و عملتان هماهنگ می شود.

باور سوم: هر موقع احساس کردم اعتماد به نفس بالا دارم بعد شروع می کنم…

بیان موثر

واقعیت این است که درست است که بخشی از اعتماد به نفس با تصور ذهنی مثبت و تکر ار آن به دست می آید

اما بخش دیگر و اساسی آن با قرار گرفتن در موقعیت ترسمان کامل می شود.

هر بار که با ترس هایمان روبرو می شویم اعتماد به نفس بالاتری پیدا می کنیم

و این اعتماد به نفس بالا ما را قدرتمندتر و جسور تر می کند تا موقعیت های ترس 

بیشتری را تجربه کنیم.

 یک نکته مهم در مورد اعتماد به نفس

این است که

اشخاصی که فقط تصور ذهنی خود را مثبت و خوب می کنند

شاید با اهمال کار ی و روبرو نشدن با ترس هایشان

دچار توهم و یا خیال بافی و نداشتن درک درست از موقعیت شوند.

در مقاله بعدی در مورد سه گام اساسی برای رهایی از ترس ها و

رسیدن به اعتماد به نفس بالا صحبت می کنم…

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود می توانید آِن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

من علی مشایخ مدرس فن بیان و مهارت های ارتباطی قصد دارم در این وبسایت مطالب کاربردی در این حوزه را با شما به اشتراک بگذارم.

مطالب مرتبط

3 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *